محمد تقي جعفري

21

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

متحد نقشى ندارد اين سرا تا كه مثلى وانمايم مر تو را هم مثال ناقصى دست آورم تا ز حيرانى خرد را واخرم روى اين قانون و اصل و مستند هر چيز ( هر مقدار هم كه شبيه و مماثل چيز ديگر بوده باشد ) با يكى از جهات ( حد اقل جهات زمانى و مكانى و فضايى و نسبت به اشياء ديگر ) با مشبه ( تشبيه شده ) مغاير و متفاوت مىباشد . پس هيچ تشبيهى اگر چه در حد اعلا فرض شود ، نمىتواند دو چيز را يكى كند . بنا بر اين تمام وجوه تشبيه و تمثيل و تنظير اگر از جهتى مورد خود را توضيح بدهند ، از جهت يا از جهات ديگر نمىتوانند مشبه يا مشبه به را عين يكديگر معرفى كنند . به عنوان مثال : 1 - مىخواهيم روشنايى حق كسى را بروشنايى آفتاب تشبيه كنيم مىگوييم : حق فلان شخص قابل ترديد و انكار نيست و مانند آفتاب روشن است ، در اين مثال كه وجه شباهت ميان حق مفروض و آفتاب بداهت و روشنايى است ، نه تنها مشبه ( حق ) كه يك موضوع قرار دادى است با آفتاب كه يك موجود جسمانى طبيعى و محسوس است سنخيتى ندارند ، بلكه خود وجه شباهت كه روشنايى است در هر يك از طرفين تشبيه ، كاملًا متفاوت است ، زيرا روشنايى آفتاب مستند به فوتونهاى نور و نشان دادن آن اشياء را ، مربوط به ساختمان چشم ما است ، در صورتى كه روشنايى حق مفروض يا مستند به محسوس است ، مانند اين كه كار كردن شخص ذى حق را خودمان با چشم ديده‌ايم و يا مستند به غير محسوس است ، مانند اين كه حق مفروض به وسيلهء مقامات مربوطه به ثبوت رسيده است ، نه كار محسوس مانند روشنايى آفتاب است و نه اعتراف بمقررات مربوطه ، زيرا هيچ يك از آنها از سنخ فوتون نور و ساختمان اعصاب چشمى ما نيست . در اين مثال تنها استفاده‌اى كه از تشبيه شده است ، ثبوت و غير قابل ترديد و انكار بودن حق بوده است و بس .